در ذیل ده اصل پوتین را خواهیم دید :
-
روسیه باید در مقابل حمله و تهدید امن باقی بماند .
-
کشور ایالاتمتحده با بیشترین توانایی مادی برای تهدید یا حمله به روسیه است .
-
بهخاطرِ کشور [روسیه] ، کشورهای مجاور روسیه باید بهعنوان مانعی بین روسیه و غرب باشند ، بدین معنی که نمیتوانند با ایالاتمتحده در یک خط قرار بگیرند .
-
روسیه باید شکوفا باشد ، چراکه شکوفایی میتواند عامل اساسی در بهوجود آمدن امنیت و بقای سیاسی شخص پوتین باشد .
-
توسعهی منابع طبیعی ، مخصوصاً انرژی ، آشکارترین مسیرِ رسیدن به شکوفایی در روسیه است .
-
علاوه بر پرداخت صورتحسابهای امنیتی (مخصوصاً مصارف نظامی) صادرات انرژی در جهت وابسته کردن کشورهای مشتری و ترغیب آنها به تمکین از روسیه در امور بینالمللی ؛ و این وابستگی در کشورهایی مطلوب است که در همسایگی روسیه قرار دارند .
-
تسلط روسیه بر صنایع مربوط به انرژی ، پالایش ، فرآوری ، کشتیرانی ، تقویت حداقل چند کشور وابسته ؛ این امر قدرت لازم را به روسیه میدهد تا از دریافت کمکهای لازم از کشور هدف یا از دیگر کشورهای هدف تأمینکنندهی نفت ، بنزین و اورانیوم خودداری کند .
-
توسعهی سریع منابع انرژی نیازمند سرمایهی خارجی و فناوری است ، بنابراین از شرکتکنندگان خارجی استقبال میشود ، اما بهدلیل اینکه تولید انرژی بخشی از استراتژی امنیت است صنایع انرژی باید تحت کنترل دولت روسیه باقی بماند .
-
موقعیت روسیه بهعنوان یک صادر کنندهی انرژی به این امر اشاره دارد که اختلال در تولید انرژی هر جا خارج از فعالیتهای روسیه ، به نفع روسیه خواهد بود ؛ علیالخصوص ناآرامی در خاورمیانه همیشه به نفع روسیه بوده یا میتواند به نفع آن باشد .
-
بهدلیل اینکه ایالاتمتحده کشوری با قابلیت بالا جهت تهدید و حمله به روسیه است ، هر چیزی که باعث تضعیف ایالاتمتحده شود امنیت بیشتر روسیه را به دنبال خواهد داشت . بنا بر این اصل ، روسیه باید موقعیت دلار را بهعنوان ارز رایج جهانی دگرگون کند . بدینمنظور باید سیستم 'پترودلار' (دلارهای نفتی°) را دگرگون کند .
این برنامهای است که تاکنون نتایجی را بههمراه داشته است و پوتین مردی باهوش ، بااراده و سنگدل است . در نگاه بسیاری از روسها سنگدلی برای پوتین نهتنها یک عیب نیست بلکه یک نقطهی قوت نیز میباشد . درحالیکه رسانههای غربی او را بهصورت دیکتاتوری خونسرد بهتصویر میکشند ، روسها او را به مانند یک ابرمرد میدانند که غرور کشور ، اقتصاد و موقعیت آنرا بعد از یک دورهی شرمآور دوباره بهدست آورده است . ...
جنگ سردتر ؛ چگونه تجارتِ جهانیِ انرژی از دست آمریکا خارج میشود ؟ ( مارین کاتوسا )
°حذف طلا از سیستم ، کاری بود که باید انجام میگرفت تا برتری دلار بهعنوان ارز ذخیرهی جهانی حفظ شود .
[...]
فرصتی برای حفظ موقعیت دلار ایجاد شده بود و این فرصت توسط کالایی بهوجود آمده بود که اهمیت بسیار بیشتری از طلا برای اقتصاد جهان داشت ؛ این کالا نفت بود . ریچارد نیکسون که به دلیل اکثر کارهایی که انجام داده بود منفور بود ، برتری کشور خود را برای دههها از طریق ابداع سیستم پترودلار تضمین کرد .
بعد از جمع کردن سفرهی طلا ، نیکسون وزیر امور خارجه ، هنری کیسینجر را به عربستان سعودی فرستاد که قراردادی چهارجانبه را به آلسعود پیشنهاد دهد . دولت ایالاتمتحده حمایت نظامی را برای عربستان سعودی و میدانهای نفتی آن فراهم میآورد . این دولت هرگونه سلاح مورد نیاز را به آلسعود میفروشد و از این دولت در برابر اسرائیل و دیگر دولتهای خاورمیانه مثل ایران که ممکن است در جهت بیثبات کردن این پادشاهی فعالیت کنند ، حمایت میکند . از این گذشته ایالاتمتحده از موقعیت آلسعود بهعنوان حاکمان همیشگی این کشور تا ابد حفاظت میکند . این مورد آخر ، سرنخ ماجرا است . در عوض سعودیها دو کار انجام میدهند : آنها مبادلات نفتی را تنها با دلارِ آمریکا انجام میدهند و مازاد درآمد نفت خود را در خزانهداری آمریکا سرمایهگذاری میکنند .
[...]
عربستان سعودی در ۱۹۷۴ این قرارداد را امضاء کرد و همانطور که نیکسون پیشبینی کرده بود دیگر اعضای اوپک نیز سریعاً با اینکار موافقت کردند . در سال ۱۹۷۵ همهی آنها سیستم پترودلار را پذیرفته بودند .
این یک تدبیر استادانه بود . تقاضای جهان برای دلارهای آمریکا با افزایش تقاضای جهانی برای نفت ، افزایش پیدا میکرد . برای ایالاتمتحده سیستم "دلار برای نفت" از سیستم "دلار برای طلا"ی برتون وودز بهتر بود دیگر آنکه تعهدات (مبادلهی اوراق بهادار با پول) بازخرید آزاردهنده وجود نداشت ، از اینرو محدودیتی برای تولید دلارهای بیشتر و بیشتر برای واردات نبود .