اکنون نزد علمای نژادشناس این فرضیه بهاثبات رسیده است که مهد اصلی همهی ملتهای سامینژاد شبهجزیرهی عربستان است که روزی نسبتاً آباد بوده و بهتدریج روبه خشکی نهاده است ، بههمین علت اقوام سامی ناگزیر شدهاند که در طلب چراگاه و آب از آنجا به سرزمینهای آباد شمالی مهاجرت نمایند ، عراق و سوریه که بین آنها و شبهجزیرهی عربستان ، دریا و کوهستان یا مانع دیگری نیست ، از روزگار دیرین هجرتگاه اعراب بوده است ؛ چنانکه نبطیان از پیش از مسیح بهسوریه و تنوخیان و لخمیان در قرن دوم میلادی به عراق آمده و دولت حیره را بنیاد گذاردند ، مهاجرت بنوتغلب و بنوبکر در دیاربکر قرنها پیش از اسلام بوده است .
مهاجرت اعراب به ایران بیشتر از راه خشکی و از سمت عراق بوده است . از اواخر اشکانی و اوایل ساسانیان بود که قبایلی از عرب بهایران آمدند . یکی از این طوایف بنوالعم بودند که شاید نخستین طایفهی عرب باشند که رخت مهاجرت بهدرون ایران کشیدهاند . این طایفه پیش از اسلام در ایالت خوزستان در دو شهر نهرتیری در حویزه و مناذرکبری در شمالغربی اهواز مسکن داشتند و از بومیان آنجا بهشمار میرفتند ؛ در هنگام حملهی عرب به ایران بهیاری همنژادان عرب خود برخاسته با ایرانیان جنگیدند و چون عربها بهخوزستان دست یافتند ، به بصره که شهری جدیدالاحداث بود کوچیدند . طبری مینویسد : "این طایفه از قبیلهی بنیتمیم و جد ایشان مرةبن مالکبن حنظله با پیروان خود ، اردشیر را در جنگ با اردوان آخرین پادشاه اشکانی یاری کرد . در زمان ساسانیان ، گذشته ازآنکه گروه بسیاری از تنوخیان ، لخمیان ، بنوالعم و دیگران در خاک ایران از عراق ، خوزستان ، پارس ، کرمان و بحرین میزیستند و رعیت ایران بودند ، امارت تنوخیان در حیره که بر بخش بزرگی از عربستان حکومت داشتند زیر حمایت ایران بود ." بهعلاوه از زمان انوشیروان تا اواخر ساسانی کشور عربی یمن تحت تسلط ایران بود . با این رابطهی نزدیک با عرب ، ساسانیان حتیالمقدور از مهاجرت اعراب بهخاک ایران جلوگیری میکردند .
در این زمان عشایر بسیاری از اعراب صحرانورد روی به مهاجرت آورده بهمرزهای ایران نزدیک شده بودند و اگر جلوگیری ساسانیان از ایشان نبود در اندکزمانی سراسر عراق ، خوزستان و پارس را فرامیگرفتند و چون اجتماع این عشایر فقیر در مرزهای ایران خطر بزرگی برای کشور بهشمار میرفت ، شهریاران ساسانی همواره مراقب جلوگیری از ورود ایشان بودند ، حتی پادشاهان عرب حیره که تحت حمایت ایران بودند وظیفهی مهم ایشان نگهداری مرزها و دور راندن آن عشایر عرب از خاک ایران بود ، چنانکه همین وظیفه را غسانیان در مرزهای روم داشتند و از مهاجرت تازیان بهسوریه و آن نواحی ممانعت میکردند . بساکه این اعراب از ضعف دولتها استفاده کرده ، به ایران هجوم میآوردند و دست بهقتل و غارت میزدند ، چنانکه شاهپور ذوالاکتاف ، اعراب بنوتغلب و بنوبکر را که در کودکی او باعث خرابی ایران شده بودند در بزرگسالی گوشمالی بهسزا داد . طبری مینویسد : "شاهپور دوم پس از سرکوبِ اعراب گروهی از بنوتغلب را در بحرین و دستهای از بنوعبدالقیس و بنوتمیم و بنوبکربن وائل را در کرمان و بنوحنظله را در رملیه از خاک اهواز سکنی داد ."
بار دیگر در زمان خسروانوشیروان دستهای از قبیلهی بنواِیاد از فرات گذشته در عراق و جزیره [؟] بهتاخت و تاز و چپاول پرداختند و جنگی با ایرانیان کرده مردم بسیاری را بکشتند ، این جنگ در تواریخِ عرب بهنام دیرالجماجم [الجماجم : جمع جمجمه] معروف است ، چه آن واقعه در نزدیک دیری رخ داد ، و تازیان از کَلّهی کشتگان پُشته ساخته بودند . خسروانوشیروان چهارهزار سپاه بهدفع ایشان فرستاد و بسیاری از آنان را بهخاک هلاک افکند .
پس از اسلام - قرنها بدینسان گذشت و اعراب روزبهروز بر شمار سختی معیشتشان میافزود و ناگزیر بودند که جنبش دیگری کرده ، موانع ایران ، روم و مصر را از پیش برداشته برای رسیدن بهزندگی بهتر راه مهاجرت را برای خود باز کنند . در اینهنگام پیغمبر اسلام لوای دعوت برافراشت . یکی از وعدههایی که او بهقوم خود میداد این بود که اگر دین او را بپذیرند عراق و ایران و سوریه از آنِ ایشان خواهد بود . [توجه!]
اعرابِ مسلمان که در تنگی معیشت میسوختند بهامید آنکه اگر فاتح شوند سرزمینهای سبز و خرم عراق ، ایران ، سوریه و مصر را تصاحب خواهند کرد و اگر کشته شوند به بهشت جاودان خواهند رفت ، دعوت آن حضرت را لبیک گفته و در زمان جانشینان او به کشورگشایی پرداختند .
باری جنگها و فتوحات تازیان در صدر اسلام اگرچه بهنام ترویج دین بود ولی از نظر تاریخ انگیزهی اقتصادی داشت ، و برای باز کردن راه مهاجرت به بلاد آباد جهان بود . چنانکه هر سرزمینی را که مجاهدان و جنگاوران اسلام میگشادند بیدرنگ هجرتگاه عشیرهها و قبایل خود میگردید .
ابنخلدون دربارهی بسیاری از قبایل اعراب در آغاز اسلام مطالبی از اینقبیل مینویسد : "فلان قبیله در کشورهای اسلامی پراکنده شدند ." یا "در آغاز اسلام مهاجرت کردند و کسی از ایشان در عربستان نماند ."
اینکه امروز در سراسر عراق ، مصر ، شام ، سودان ، شمال آفریقا و جاهای دیگر بهعربی سخن گفته میشود دلیل است که اعراب گروهگروه به این سرزمینها ریخته بودند ، چه در دنیای قدیم برای نشر زبان در کشوری بیگانه جز کوچانیدن انبوهی از مردم آن زبان بدانجا و آمیزش با بومیان راهی نبوده است . باری انحطاط دو دولت ایران و روم که در این زمان به منتهای خود رسیده بود کار حمله و مهاجرت عربها را آسان کرد .
عدم ثبات اوضاع و تعصب شدید موبدان ، بیعدالتی و ظلم بیحد بزرگان و دولتیان بر مردم ، تحمیل مالیاتها و عوارض گزاف بر رعیت ، پیداشدن بحرانهای اقتصادی بر اثر جنگهای طولانی ایران و روم و شکستن سدهای دجله و فرات و شعب آن ، شیوع بیماریهای خانمان برانداز چون وبا و طاعون ، اختلاف شدید طبقاتی ، تفرقه بین مردم بهواسطهی اعتقاد به مذاهب و فرق گوناگون چون زرتشتی ، عیسوی ، مانوی ، بودایی ، مزدکی ، زروانی و غیره و مسائل دیگری امثال اینها ، چنان نظم اجتماعی ساسانی را بههم زده اوضاع را آشفته کرده بود که همهی مردم بهستوه آمده بودند و همهکس ناراضی بهنظر میرسید و فرج و روزگار بهتری از خدا میخواستند . از اتفاق روزگار ، عربها یا سامیها بهمعنی اعم ، اینبار با سلاحِ معنوی تازهای بهمیدان آمده بودند که هیچگاه در طول تاریخ مهاجرتهای پیشین اقوام سامی چنین شمشیر بُرّندهای نداشتند . آن سلاح دین مبین اسلام بود که همهی مردم روی زمین را به یکتاپرستی ، برابری و برادری میخواند ، این ندای مساوات و عدالت ، طبقهی محروم و مظلوم اجتماع را که [از نظر تعداد نفوس] بیش از دیگر طبقات بودند جلب کرد . آنان راه نجاتی یافته گروهگروه به آیین جدید درآمدند و طومار رسم کهن را درنوردیدند .
بعد از آنکه ابوبکر بهدستیاری خالدبن الولید سراسر عربستان را مطیع اسلام کرد و اهل رده و مدعیان نبوت را از میان برد مصمم شد که اسلام را در خارج از جزیرةالعرب نیز منتشر سازد . لذا برای فتح ایران و روم دو لشگر یکی از راه بادیه بهحدود عراق و دیگری از راه حجاز بهسوریه فرستاد .
ایران در عهد باستان ( جواد مشکور )
- ۰ نظر
- ۲۲ تیر ۹۹ ، ۰۸:۱۸