aleshanee

سعی در معقول و متعادل بودن با مردمان نفهم کار بسیار خطرناکی است !

aleshanee

سعی در معقول و متعادل بودن با مردمان نفهم کار بسیار خطرناکی است !

ما از قبیله‌ای هستیم که مدام می‌پرسیم ، و اینقدر می‌پرسیم تا دیگه هیچ امیدی باقی نمونه!

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندهای روزانه

۸۳۷ مطلب با موضوع «کتاب» ثبت شده است

در اساطیر آمده است که فیلسوف یونانی ، پروتاگوراس ، اولین شخص در تاریخ بود که کتاب‌هایش در ملأعام سوزانده شد . پروتاگوراس که در قرن پنجم پیش از میلاد زندگی می‌کرد سوفسطایی بود ؛ یعنی کسی که از طریق آموختنِ روش‌های اقناع به دیگران امرار معاش می‌کرد . کتابِ سوزانده شده‌ی او که در عهدعتیق از بین رفت ، از بسیاری جهات شبیه به کتابی بود که در حال‌حاضر مطالعه می‌کنید . آن کتاب نیز شیوه‌های گوناگون اقناع کردن را که برای هر منظوری می‌شد استفاده کرد توضیح می‌داد . به‌نظر می‌رسد از همان اوان پیدایش تمدن غربی ، مردم این مطلب را که یک فرد می‌تواند با به‌کارگیری روش‌های اقناع‌سازی بر دیگری تأثیر بگذارد ناپسند و یا حتی نفرت‌انگیز یافته‌اند . تبلیغات در بیشتر مواقع به‌منزله‌ی کاری تلقی شده است که از یک دسیسه‌بازِ شیطان‌صفت سر می‌زند .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
سیب‌زمینی همیشه محبوبیت امروزش را نداشته است . در اواخر سده‌ی هجدهم ، فرانسویان اعتقاد داشتند سیب‌زمینی باعث جذام می‌شود ، آلمانی‌ها سیب‌زمینی را صرفاً برای گاوها و زندانیان خود کِشت می‌کردند و دهقانان روسی آن‌را سَمّی می‌پنداشتند . این اوضاع پس از آنکه فرمانروای روسیه ، کاترین کبیر ، زیرکانه دستور داد که دورِ مزارع سیب‌زمینی حصار بکشند ، تغییر کرد . علامت‌های بزرگی در اطراف مزارع کار گذاشته شدند که به مردم درباره‌ی دزدی سیب‌زمینی اخطار می‌دادند . از آن‌پس سیب‌زمینی به یکی از اقلام اصلیِ غذایی در روسیه‌ تبدیل شد و در تاریخ روسیه برجای ماند .
ترویج سیب‌زمینی از سوی کاترین کبیر در روسیه از یک اصل متعارف ، اما درعین‌حال مؤثر ، برای اقناع کردن بهره جست : آنچه کمیاب است بهتر به‌فروش می‌رسد . جذابیت هرچیز را می‌توان با وانمود کردن به این‌که کمیاب و غیرقابل دسترس است و با ایجاد موانعی در راه دستیابی به آن ، افزایش داد . یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید : "کمبود دل آدمی را شیفته‌تر می‌کند ."
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
پاره‌ای اوقات یک رژیم با ارعاب شهروندان خود تخم ترس را در دل‌ها می‌کارد ، نظیر آنچه در آلمان‌ هیتلری یا در اتحاد جماهیر شوروی زمان استالین دیده‌ایم ، یا در آرژانتین در دوران زمامداری شورای نظامی و در عراقِ صدام حسین و در تعداد بیشماری از نقاط دیگر شاهد بوده‌ایم . توسل به ترس سلاح نیرومندی است ، زیرا افکار ما را از بررسی دقیق موضوع به سمت چاره‌جویی برای رهایی از آن ترس منحرف می‌کند . هنگامی که ترس‌های ناموجه به‌کار گرفته می‌شود ، صرف نظر از صدمه‌ای که به‌واسطه‌ی ترسیدن وارد می‌شود ، پیام مطروحه نیز در خدمت فریب دادن مردم است .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
قدرت تکرار در تبلیغات را یوزف گوبلز در رأس وزارت تبلیغات نازی به‌خوبی دریافته بود . نهضت تبلیغاتی او بر یک مشاهده‌ی ساده استوار بود : چیزی که توده‌ها حقیقت می‌انگارند ، آن اطلاعاتی است که بیشترین آشنایی را با آن دارند . به زبان خود گوبلز :
"توده‌ی مردم معمولاً بسیار ابتدایی‌تر از آن‌اند که ما تصور می کنیم . از این‌رو تبلیغات همیشه باید ساده و تکراری باشد . در درازمدت تنها کسی به تأثیر اساسی در عقاید عمومی دست خواهد یافت که قادر باشد مسائل را به ساده‌ترین صورت بیان کند و جرأت آن را داشته باشد که علی‌رغم مخالفت روشنفکران ، آن‌را به این شکل ساده تا ابد تکرار کند ."
تکرار پیام‌ها و شعارهای ساده می‌تواند شناخت ما را از جهان شکل دهد ، حقیقت را بازتعریف کند و شیوه‌ی زیستن ما را در زندگی مشخص سازد .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
سخن‌ورِ چینی هان‌فی تزو ، که در قرن سوم پیش از میلاد مشاور فرمان‌روایان بود ، این داستان را برای نمایش چگونگی بالا بردن اعتبار یک حاکم نقل می‌کند : 
امیرِ سرزمین 'وو' قصد داشت به سرزمین 'هو' حمله کند . امیر یکی از مطمئن‌ترین مشاوران خود را به‌خلوت خواند و از او خواست به‌طور علنی موضوع حمله به هو را مطرح کند ، مشاور این‌کار را انجام داد ، امیر در یک حرکت نمایشی ، برای اطمینان دادن به فرمان‌روای هو که بگوید به‌هیچ‌وجه قصد حمله ندارد ، بلافاصله مشاور خود را به‌قتل رساند ؛ اهالی هو که از حسن‌نیت امیر اطمینان حاصل کرده بودند (واقعیت این بود که او یکی از مطمئن‌ترین مشاوران خود را محکوم به مرگ کرده بود) خلع‌سلاح شدند ، حکمرانِ وو بلافاصله دست به‌حمله‌ی غافلگیرانه‌ای زد و سرزمین هو تسخیر شد .
یکی از پندهای داستان هان‌فی تزو این است که ارتباط‌گران با اقدامِ آشکار علیه منافع خویش می‌توانند خود را قابل اعتماد بنمایانند . اگر به ما باورانده شود که ارتباط‌گران از قِبَلِ اقناع ما نه‌تنها چیزی به‌دست نخواهند آورد بلکه شاید چیزی هم از دست بدهند ، در آن‌صورت به آنها اطمینان خواهیم کرد و تأثیر آن بیشتر خواهد شد . هنگامی که امیرِ وو مشاور خود را محکوم به مرگ کرد چنین به‌نظر می‌آمد که برخلاف منافع خویش اقدام می‌کند : "تجاوز به هو ! نه ! به‌هیچ‌وجه ، حتی اگر به‌نفع کشور من تمام شود اشتباه است . من چنان به این مطلب اعتقاد دارم که صِرفِ چنان توصیه‌ای سبب شد که مشاور مورد علاقه‌ام را محکوم به مرگ کنم ." مسأله برای مردم هو این بود که موضع‌گیری امیر یک حرکت توهم‌زا بود ، او آن‌را چنان ترتیب داده بود که به‌نظر آید برخلاف مصالح خود عمل می‌کند . این امر ما را به دومین پند داستان هان‌فی تزو می‌رساند : وقتی صحبت از اقناع است ، ظواهر ممکن است فریبنده باشد .
استراتژی عمل یا گفتار خلاف منافع شخص را می‌توان برای افزایش میزان اعتماد به‌کار برد ، بدون آنکه بهترین دوستان خود را محکوم به مرگ کنیم .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
تبلیغات‌چی‌ها به‌خوبی می‌دانند که ما آن‌چه را که باور می‌کنیم و آن‌چه را که می‌خریم در خدمت تصویری است که از خویشتن داریم . آنان به کالای خود یک شخصیت می‌بخشند . سیگار مالبرو "مردانه" است ، نوشابه‌ی دکتر پیر "غیرمتعارف" است ، اتوموبیل بی. ام. و "باکلاس" است ، پوشاک کالوین‌کلاین "شیک" است . برای آنکه ما نیز با آنها هم‌هویت شویم کافی است 'کالای درست' را بخریم و به‌دیگران نمایش دهیم .
کارشناسان و مشاوران سیاسی هرچه بیشتر درمی‌یابند که دست گذاشتن روی خودانگاره سیاستی درست است ، به کاندیداهای مقام‌های سیاسی شخصیتی جذاب بخشیده می‌شود . [...] اگر می‌خواهید میهن‌پرست ، قَوی ، محکم و مقدس باشید کافی است رأی خود را به کاندیدای درست بدهید .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
این واقعیت که ما انسان‌ها اغلب اعتبارِ یک ارتباط‌گر را هادی خود در قبول یا رد یک پیام می‌شماریم راه را برای تبلیغات بی‌ملاحظه می‌گشاید . گرچه اعتماد به یک منبع مطمئن در مواقعی که تخصص و قابل اعتماد بودن او به‌طور مستقیم در رابطه با موضوعِ مورد‌نظر باشد قابل‌قبول است ، اما اغلب سرهم کردن اعتبار سهل‌تر از کسب آن است . یکی از وظایف مهم پژوهش‌های رسانه‌ها ، اطلاع از 'اشتهار و اعتبار' چهره‌های شناخته شده نظیر هنرپیشه‌های سینما ، چهره‌های ورزشی و سایر شخصیت‌های معروف است . تبلیغات‌چی‌ها می‌خواهند بدانند کدام چهره‌ی سرشناس بیش از همه مورد اعتماد است ، مردم کدام هنرپیشه را بیشتر دوست دارند ، چه‌کسی روی جلد مجله‌ها را به‌خود اختصاص داده و چه کسی در این امر بیش از دیگران موفق بوده است . پاسخ به‌چنین سؤالاتی تعیین‌کننده‌ی اعتبار فرد سرشناس به‌عنوان سخنگو برای محصولات تبلیغات‌چی است . اعتبار به کالایی مبدل شده است که نه‌تنها سرهم‌بندی می‌شود بلکه در بازار آزاد به خرید و فروش می‌رسد .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
... متأسفانه پرده در پیش چشم مردم انداختن روال معمول در کاخ سفید بوده است . از اکاذیبِ خوشبینانه‌ی لیندون جانسون درطول جنگ ویتنام : "در انتهای تونل نوری هست" تا پرده‌پوشیِ ماجرای واترگیت توسط ریچارد نیکسون : "من کلاه‌بردار نیستم" تا رونالد ریگان و گفتارش درباره‌ی رسوایی ایران‌کنترا : "گمان می‌کنم به‌خاطر نمی‌آورم"[!] رؤسای جمهور آمریکا مانع از آگاهی شهروندان از اطلاعات ضروری برای تحلیل درست اوضاع و اقدام عاقلانه شده‌اند . جنبه‌ی واقعاً تأسف‌بار این امر این است که بیشتر آمریکایی‌ها با بدبینی تمام پذیرفته‌اند که در هر صورت فریب خواهند خورد .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
سیاستمداران با استفاده از کلماتی نظیر : جنگ سرد ، تئوری دومینو در مورد کمونیسم خزنده ، پرسترویکا و گلاسنوست ، جنگ علیه مواد مخدر ، حمایتگرایی ژاپنی و بالأخره نظم نوین جهانی ، مسائل اجتماعی را تفسیر می‌نمایند و برنامه‌هایی را که باید در دستور کار ملی قرار گیرد پردازش می‌کنند . درواقع استفاده از کلمات بدین شیوه آن‌چنان رایج است که ویلیام هرتزیک کتابی از آنچه خود "صحبت دوپهلو" می‌نامد فراهم آورده است ، و همه‌ساله جایزه‌ای به یکی از چهره‌های اجتماعی که فریبنده‌ترین و متناقض‌ترین استفاده از زبان را کرده باشد تقدیم می‌کند .
قدرت تبلیغاتی کلمات به‌شکل برجسته‌ای در رمان ۱۹۸۴ جورج اورول به‌نمایش گذاشته شده است . در این کتاب تاریخ پیوسته به‌زبان روز یعنی 'نوگویش' بازنویسی می‌شود تا با نیازها و آمال رهبران دولت تطابق یابد . اورول چنین می‌نویسد :
"هدف نوگویش تنها تهیه‌ی وسیله‌ای برای ابراز دیدگاه جهانی و عادات ذهنی مناسب هواخواهان اینگسوس نبود ، بلکه ناممکن ساختن هرگونه تفکر دیگر بود . غرض آن بود که وقتی نوگویش به‌طور قطعی پذیرفته و گویش پیشین فراموش شد ، هرگونه فکر بدعت‌آمیز ، یعنی فکری که از اصول اینگسوس فاصله بگیرد باید عملاً غیرقابل تصور شود ، حداقل تاحدودی که تفکر به کلمات وابسته است ."
با عنایت به این مطلب که شغل اورول در اثنای جنگ جهانی دوم نوشتن تبلیغات به‌سود بریتانیا برای پخش در هندوستان بود ، رمان وی ابعاد هرچه ترسناک‌تری می‌یابد .
[...]
درعین‌حال مهم است به‌خاطر داشته باشیم که کلمات قدرت از پیش اقناع کردن را دارند . کلمات و نامگذاری‌هایی که به‌کار می‌بریم به‌تعریف و ایجاد دنیای اجتماعی ما منجر خواهد شد . این تعریفی که از واقعیت می‌کنیم افکار ، احساسات و تصورات ما را هدایت می‌کند ، از این‌رو بر رفتار ما تأثیر می‌گذارد . شاید یوزف گوبلز ، وزیر تبلیغات هیتلر ، قدرت کلمات را به‌بهترین وجه تعریف کرده باشد :
"اثبات آنکه مربع در واقع دایره است ، چنانکه با تکرار لازم و شناخت روانی مخاطبان همراه باشد ، غیرممکن نیست . گذشته از همه‌ی اینها ، مگر مربع و دایره چه هستند ؟ آنها کلماتی بیش نیستند و کلمات را می‌توان طوری قالب‌ریزی کرد که عقاید را در لباسی مبدل بپوشانند ."
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
علاج معضلِ دموکراسی‌های [دستکاری شده‌ی] مدرن ساده نیست . این امر مستلزم آن است که هریک از ما گام‌هایی در جهت به‌حداقل رساندن امکان دستکاری اطلاعاتِ مهم در مسیر جانبی برداریم . این امر می‌تواند شامل افزایش توان ما برای تفکر درباره‌ی موضوعات از طریق آموزش یا بهبود قابلیت کشف و درک تبلیغات برپایه‌ی یادگیری بیشتر درباره‌ی اقناع باشد ، یا شاید بدان معنا باشد که دیگران را متوجه اهمیت خاص یک موضوع بنماییم تا شهروندان بیشتری برای تفکر عمیق درباره‌ی یک پیشنهاد تشویق شوند ‌. علاج کار می‌تواند شامل سازماندهی مجددِ شیوه‌ی ارائه‌ی اطلاعات در جامعه‌ی ما باشد تا پیش از تصمیم‌گیری فرصت کافی و امکان تفکر داشته باشیم .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
واژه‌ی تبلیغات (پروپاگاندا) منشاء نسبتاً متأخری دارد . اولین استفاده‌ی ثبت شده‌ی آن به‌سال ۱۶۲۲ م. هنگامی که پاپ گریگوری پانزدهم 'مجمع مقدس تبلیغ ایمان' (Sacra Congregatio de Propaganda Fide) را تأسیس کرد بازمی‌گردد . در آن‌زمان کلیسای کاتولیک روم درگیر جنگ‌های مذهبی اغلب ناموفقی ، به‌منظور هماهنگی تلاش‌ها جهت پذیرش "داوطلبانه"ی دکترین کلیسا توسط مردم ، تبلیغات پاپی را بنیان نهاد . از این‌روی کلمه‌ی تبلیغات در کشورهای پروتستان بارِ معنایی منفی یافت ، ولی در مناطق کاتولیک مفهوم ضمنی مثبت داشت نظیر آموزش با موعظه .
واژه‌ی تبلیغات تا اوایل قرن بیستم استفاده‌ی گسترده‌ای نداشت ، اما از آن‌هنگام که برای تشریح تاکتیک‌های اقناع در جنگ جهانی اول و پس از آن توسط رژیم‌های توتالیتر به‌کار رفت ، مورد استفاده قرار گرفت . پروپاگاندا در ابتدا نشر عقاید و افکار تعصب‌آمیز اغلب از طریق دروغ و فریبکاری معنا شد . هرچند با تشریح بیشترِ موضوع توسط پژوهشگران ، بسیاری از آنان دریافتند که پروپاگاندا در تملک انحصاری رژیم‌های خبیث و توتالیتر نبوده و اغلب حاکی از چیزی بیش از فریبکاری هوشمندانه است . معنای کلمه‌ی پروپاگاندا امروزه به تلقین یا نفوذجمعی از طریق دستکاری نمادها و روانشناسی فرد ، تکامل یافته است . پروپاگاندا انتقالِ نقطه‌نظری با هدف نهایی پذیرشِ "داوطلبانه‌"ی دریافت‌کننده است ، طوریکه شخص آن‌نظر را از آنِ خویش تلقی کند .
[البته] هر اقناع کردنی پروپاگاندا نیست . تئوری‌های کلاسیکِ 'علم بلاغت' در یونان و روم باستان (که بنیان‌گذاران دولت‌های اروپای غربی و آمریکا تشنه‌ی مطالعه‌ی آن بودند) به گفت و شنودی که مسأله‌ی پیش‌رو را روشن سازد ارج می‌نهادند . گفت و گو برای اقناع می‌توانست به‌شکل مباحثه ، مناظره ، مذاکره یا صحبتی با ادله‌ی مناسب ، له یا علیه یک پیشنهاد مشخص باشد . نتیجه‌ی نهایی آموزشِ شنوندگان و سخنرانان بود .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
آمریکا با ۶٪ جمعیت کل جهان ، ۷۵٪ تبلیغات کل دنیا را انجام می‌دهد . تولید کنندگان سالانه بیش از ۴۵ میلیارد دلار صرف تبلیغات و بیش از ۶۰ میلیارد دلار هزینه‌ی معرفی کالا از طریق کوپن تخفیف ، نمونه‌های مجانی ، تخفیف بعد از فروش و موارد مشابه اختصاص می‌دهند . این مبلغ تبلیغاتی معادل ۲۰۰ دلار برای هر آمریکایی است ، رقمی که بیش از درآمد سرانه‌ی یک شهروند متعارف جهان‌سومی است .
اما اقناع کردن تنها در تخصص تبلیغات‌چی‌ها و بازاریابان قرار ندارد ؛ دولت آمریکا هرساله بیش از ۴۰۰ میلیون دلار برای استخدام ۸۰۰۰ کارمند می‌پردازد تا تبلیغاتی به‌سود ایالات‌متحده تهیه کنند . حاصل کار هرسال بیش از ۹۰ فیلم ، ۱۲ مجله به ۲۲ زبان و ۸۰۰ ساعت برنامه‌های صدای‌آمریکا به ۳۷ زبان برای حدود ۷۵ میلیون شنونده است ، که همگی به‌شرح محسناتِ زندگی به‌شیوه‌ی آمریکایی می‌پردازند .
[...]
... اصول تبلیغاتی و بازاریابی که به‌منظور فروش کالا ایجاد شده بود ، در "فروشِ" عقاید سیاسی و کاندیداها نیز به‌کار گرفته شد . یکی از اولین کاربردهای آن در "فروشِ" جنگ جهانی اول واقع شد . جورج کریل ناشر و رئیس کمیته‌ی اطلاعات همگانی در کتابی با عنوان 'چگونه آمریکا را تبلیغ کردیم' با افتخار ، تمام اصولِ تبلیغاتی را که خود و کمیته‌اش برای ترغیب آمریکایی‌ها به‌شرکت در جنگ علیه آلمان به‌کار گرفتند فاش می‌سازد .
کامیابی کریل الهام‌بخش دیگران شد ، بیش از همه آدولف هیتلر این شیوه‌ها را در حیطه‌ای گسترده به‌کار برد و توسعه داد . حداقل چیزی که می‌توان گفت این است که موفقیت آشکار این قبیل عملیات نگرانی قابل‌ملاحظه‌ای را برانگیخته است . منتقدان متأخر از اقناع کردن با عناوینی از قبیل : کنترل فکر ، شست و شوی مغزی و افسون پنهان یاد کرده‌اند و اثرات مخرب تبلیغات را متذکر شده‌اند .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
در اوایل سال‌های نود ، دیمیتریک جیمز واکر ۱۷ ساله به‌دلیل کشتن یک نوجوان ۱۶ ساله به حبس ابد محکوم شد . دلیل قتل : دیمیتریک یک جفت کفش 'نایکی' ۱۲۵ دلاری شبیه آنچه که در تلویزیون دیده بود می‌خواست ، بنابراین یک هفت‌تیر کالیبر ۲۲ را روی سر جانی بیتس گذاشت ، ماشه را کشید و با یک‌جفت کفش نو ساق بلند بیرون رفت . درطول محاکمه ، مارک وینسون دادستانِ هیوستون تصاویر ذهنیِ ساخته‌ی تبلیغات را مورد سرزنش قرار داد . وینسون اظهار داشت : "جای تأسف است که چنان ذهنیتِ تجملی‌ای درباره‌ی وسایل ورزشی ایجاد کرده‌ایم که مردم به‌خاطر آن آدم می‌کُشند ."
[...]
هدف این کتاب بررسی ماهیت اقناع در زندگی روزمره است ، دریافتن چگونگی تأثیر آن بر رفتار ما ، چگونگی حفظ خود از تبلیغات ناخواسته ، و در نهایت نحوه‌ی عاقلانه‌ی استفاده از اقناع است .
وسیله‌ی اصلی برای بسیاری از جاذبه‌های اقناعی ، رسانه‌های همگانی است .
عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
  • Zed.em
تو نامی را که به تو داده‌اند می‌دانی ، تو نامی را که داری نمی‌دانی .
همه‌ی نام‌ها ( ژوزه ساراماگو )
  • Zed.em
بی‌مقصد و هدف پیش می‌رفت درحالیکه زیرِ لبش این زمزمه شنیده می‌شد : شما به‌آنها کمک کنید اما آنها شما را از پشت با خنجر می‌زنند .
در این دنیای بدنام و نیرنگ‌باز ، در محلی که یک زن عفیف و باوجدان باید از طرف یک مست بی‌سر و پا و در میان یک‌عده کارگر پست و هرزه مورد توهین قرار گیرد و در جاییکه قربانی الکل لذتش در این است که همسر و دوستانش را تحقیر کند از این دنیا بیش از پیش در خود احساس تنفر می‌کرد .
دکتر ژیواگو ( بوریس پاسترناک )
  • Zed.em
اسمایث که در دوران مأموریت سایکس در مشهد وابسته‌ی نظامی بود و او را پدرخوانده‌ی فرزندش در هنگام تولد کرده بود ، سرانجام به‌عنوان رئیس ستادِ ژنرال آیرونساید از قزوین سردرآورده بود . او در بخش ضداطلاعات ارتش مشغول کار شده بود و هنگامی که آیرونساید تصمیم گرفت کلیه‌ی افسران غیرفعال روس را برکنار کند ، اکنون فرمانده‌ی واقعی قزاق‌های ایرانی ، تحت فرماندهی رسمی سردار همایون به‌شمار می‌رفت . لایق‌ترین افسر قزاق رضاخان بود که اسمایث با او روابط دوستانه داشت و او را به فرماندهی بریگاد ارتقا داد .
در ۲۱ فوریه ۱۹۲۱ رضاخان در رأس قزاق‌های ایرانی به‌سوی تهران عزیمت کرد و اقدام به کودتایی کرد که ابتدا او را به مقام وزارت جنگ رساند و سپس در ۱۹۲۳ نخست‌وزیر حکومتی کرد ، که دموکرات‌ها بر آن تسلط داشتند . در اکتبر ۱۹۲۵ مجلس احمدشاه را که قبلاً ایران را ترک کرده بود خلع نمود و رضاخان را پادشاه جدید ایران اعلام کرد . او در آوریل ۱۹۲۶ به‌عنوان بنیانگذار سلسله‌ی پهلوی تاج را با دست خود بر سرش نهاد و در ۱۹۳۵ دستور داد ازآن‌ پس بیگانگان کشور را به‌نام واقعی آن 'ایران' بنامند .
هنوز درباره‌ی کودتا حدس‌های فراوانی زده می‌شود . ایرانیان همیشه بر این باور بودند که دولت انگلیس در پسِ آن بوده و ژنرال آیرونساید ترتیب آن‌را داده است ، لیکن خاطرات خصوصی هنری اسمایث که اخیراً به‌دست آمده نشان می‌دهد که نه دولت بریتانیا و نه سفارت انگلیس در تهران ، حتی از رویداد نهایی آن آگاه نبوده‌اند [!] آنچه روی داد بسیار ساده بود ، آیرونساید همانند بیشتر سربازان انگلیسی ایران را ترک کرده بود . قزاق‌های ایرانی در تهران بی‌انضباط شده و شروع به‌غارت کرده بودند . اسمایث به‌منظور برقراری نظم به‌ابتکار خودش به رضاخان پیشنهاد کرد این قزاق‌ها را عقب براند و به‌جای آنها یک هنگ جدید بگمارد ، رضاخان که در ارتباط نزدیک با رهبران دموکرات و منتظر فرصت بود ، نیازی به‌تشویق بیشتر نداشت و بقیه‌ی کار را خودش انجام داد . قاجارهای بی‌لیاقت جارو شدند و قرارداد کرزن لغو شد . اندک‌زمانی بعد کلیه‌ی نیروهای انگلیسی ، به‌استثنای پلیس جنوب ، خاک ایران را تخلیه کردند . ایران سرانجام برپاخاست .
ایران در بازی بزرگ ( آنتونی وین )
  • Zed.em
در بهار ۱۹۱۷ قزاق‌های روس به‌دنبال انقلاب در کشورشان از سلام دادن به افسرانشان خودداری کردند و در زمستان آن سال بیشتر سربازان روس با فروش اسلحه و مهمات خود در برابر یک لقمه نان رهسپار کشورشان شدند . فروپاشی روسیه‌ی تزاری ناگهان راه آلمان به هند از طریق قفقاز و ماورای خزر را باز کرد .
در ژانویه‌ی ۱۹۱۸ موقعیت انگلیسی‌ها در ایران بسیار خطرناک شده بود . اتحاد افراط‌گرایان ایرانی با متعصبان مسلمان ، بلشویک‌ها و شماری از اسیران جنگی فراری آلمانی و اتریشی که مرتب از ماورای خزر وارد ایران می‌شدند° و در گیلان به نهضت جنگل می‌پیوستند ، خطری واقعی به‌وجود آورده بود . دولت انگلیس انقلابیون مذهبی و کمونیست را که مشغول عملیات در جنگل‌های مازندران بودند ، جزء لاینفک انقلاب جهانی ، جهاد مقدس و نهضت پان‌ترکیسم تلقی می‌کرد . هرچند آنان در دست‌زدن به جنگ‌های منظم ناتوان بودند ، هرج و مرجی که ممکن بود در ایران ایجاد کنند خطر بالقوه‌ای برای افغانستان و هند به‌شمار می‌رفت .
در مارس ۱۹۱۸ مارلینگ یادداشتی به دولت ایران تسلیم کرد که خاطرنشان می‌ساخت دولت بریتانیا برای ایجاد ارتش ملی ایرانی پس از جنگ ، کمک مالی خود را عرضه کرده است ، که پلیس جنوب هم در آن ادغام خواهد شد و همچنین پیشنهاد الغای قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس را کرده است . این پیشنهادها که هنوز به‌قوت خود باقی بود ، مورد موافقت دولت ایران قرار نگرفت . ایرانیان حضور سربازان انگلیسی را رد کردند ولی کمک مالی را پذیرفتند .
هرج و مرج و بی‌قانونی متداول بود و ترک‌ها وارد آذربایجان غربی شده بودند . جنگلی‌ها جاده‌ی اصلی تهران به انزلی را بسته و کنسول انگلیس در رشت را بازداشت کرده بودند . درواقع شمال ایران از دریای خزر تا مرز ترکیه یا در هرج‌ و مرج به‌سر می‌برد یا در معرض حمله‌ی جنبش‌های متخاصم بود که بی‌طرفی دولت ایران را تهدید می‌کرد و انگلیس‌ها برای دفاع از آن تلاش می‌کردند . باتوجه به این وضع که روزبه‌روز بدتر می‌شد ، دولت انگلیس با اکراه به این نتیجه رسید که خودش باید تدابیر امنیتی را دربرابر خطری مشترک به‌عهده بگیرد که دولت ایران ناتوان یا بی‌میل به اتخاذ آن بود .
هنگامی که مارلینگ یادداشت فوق را تسلیم کرد ، بلافاصله روشن شد که "افراط‌گرایان ، که گفته می‌شد در انتظار حادثه‌ای در ظرف پنج‌هفته‌ی آینده بودند که آنان را قادر می‌ساخت انگلیس‌ها را به‌چالش بگیرند" خواستار سیاست شدّت‌عمل شدند و برای نیل به‌این منظور و خرد کردن مخالفان ، متوسل به زور شدند و حتی تا جایی پیش رفتند که مدیر یک روزنامه‌ی هوادار انگلیس را به‌قتل رساندند . با آغاز ماه آوریل اخباری واصل شد که روشن ساخت ترک‌ها فعالانه برای تشکیل یک دولت جدید اسلامی تلاش می‌کنند که شامل ایران و آذربایجانِ قفقاز خواهد بود . مأموران مخفی ترکیه با "افراطیون" ایرانی و جنگلی‌ها وارد مذاکره شده بودند ، ولی هنگامی که دریافتند آنان قویاً با هرگونه واگذاری خاک ایران مخالفند ، هدف‌های واقعی خود را زیر پوشش مقاومت در برابر دخالت‌های انگلیس در امور ایران و قفقاز پنهان کردند . آلمانی‌ها اودسا را اشغال کرده بودند و احتمال می‌رفت اختیار دریای سیاه را به‌دست آورند ، هدف بعدی آنان طبعاً گرجستان بود . جاسوسان آلمانی با مهارت روی جناح مخالف انگلیس در ایران کار می‌کردند و امیدوار بودند زمینه‌ی انقلاب دیگری را فراهم سازند . هنوز نقشه‌ی "کمربند سبز" پابرجا بود .
ایران در بازی بزرگ ( آنتونی وین )

°در سرزمین‌های ماورای خزر ۱۵۰۰۰۰ اسیر جنگی آلمانی و اتریشی وجود داشت . بسیاری از آنان به مشهد گریختند و کارگزار خراسان که مزدور آلمانی‌ها بود به آنان کمک کرد .(خاطرات هیگ)
  • Zed.em
در ژوئیه ، یک اسواران از سوارنظام برمه با پشتیبانی ۱۵۰ سرباز پیاده‌ی گردان ، ۱۲۴ بلوچ و یک واحد مسلسل سنگین به یک طایفه‌ی به‌خصوص قشقایی که دردسر می‌آفرید و فهرست دزدی‌هایش طولانی بود حمله‌ور شد . جاسوسان قشقایی از خبر حمله آگاه شدند و این‌کار به آنان مهلت کافی برای سازماندهیِ دفاع از خود را داد . قشقایی‌ها قوای خود را میان اردوگاه‌های باصری‌های بیگناه (یکی از طوایف ایل خمسه) پخش کردند و سپس به قلعه‌ای بزرگ برفراز تپه عقب نشستند و از آنجا شروع به شلیک به هندی‌ها کردند . در برابر شگفتیِ قشقایی‌ها ، سربازان هندی با پاهای لاغر در صفی منظم ، به سوی آتش به‌پیشروی پرداختند و هنگامی که به‌فاصله‌ی صدمتری رسیدند ، سرنیزه‌های خود را بر سر تفنگ‌ها نصب و حمله کردند . پانصد قشقایی که هرگز با چنین حمله‌ی منظمی روبرو نشده بودند و مطمئناً انتظار چنین شجاعتی را از "هندی‌های کم‌رو" نداشتند ، به تپه‌ها گریختند و کلیه‌ی رمه‌ها و اموال دزدی خود را پشت‌سر گذاشتند . این پیروزی اساسی بود و خبر این عملیات برجسته‌ی هندیان به‌سرعت در همه‌ی روستاها و چادرهای عشایر فارس پخش شد .
از ساکنان روستاها که خرمن‌ها و رمه‌هایشان را مرتب قشقایی‌ها غارت می‌کردند ، انتظار می‌رفت از این‌کار استقبال کنند و به 'پلیس جنوب' کمک نمایند ، ولی آنها نظرشان این بود که : ژاندارم‌ها می‌آمدند و می‌رفتند ، اما دزدان همیشه با آنها بودند [!!] و اگر روستاییان با پلیس جنوب همکاری می‌کردند ، دزدان از آنان انتقام می‌گرفتند . به‌خصوص زنان ایلیاتی در پشتیبانی از مردان ، مؤثر بودند و اغلب اوقات گله‌های گوسفند و بز را در سر راه پلیس جنوب قرار می‌دادند و راه را مسدود می‌کردند .
[...]
مارلینگ افزود به‌عقیده‌ی او ناآرامی‌های جنوب ایران بیشتر به‌خاطر نفرت خَوانین محلی از دورنمای سلطه‌ی قدرتی کارآمد است که فرصت راهزنی و اخاذی را از آنان سلب کند ، و کمتر به‌خاطر نفوذ آلمانی‌ها ... ، در این‌مورد او حق داشت ، زیرا آنچه صولت‌الدوله و قشقایی‌ها می‌خواستند این بود که آنان را راحت بگذارند که زندگی خود را ازطریق باجگیری از کاروان‌های جاده‌ی بوشهر تأمین کنند . صولت نمی‌توانست درک کند چرا انگلیسی‌ها در امرِ معاش دیرینه‌ی او دخالت می‌کنند ، و ملی‌گرایی برای او چنین مفهومی داشت .
ایران در بازی بزرگ ( آنتونی وین )
  • Zed.em

ایران هیچ تمایلی به درگیر شدن در جنگی که در ۱۹۱۴ آغاز شد نداشت ، ولی از آنجایی که سه حریف اصلی آن روسیه ، هندِ انگلیس° و ترکیه‌ی عثمانی (که در آن‌زمان شامل عراق هم می‌شد) همسایه‌ی ایران بودند ، در این‌میان گرفتار شد . دولت ایران از جانب ملّیون و دموکرات‌ها تحت فشار قرار داشت که از جنگ دور بماند ، اما بی‌طرفی همواره حق انتخابِ کشورهای نیرومند بوده است ، که ایران ازجمله‌ی آن‌ها نبود . بنابراین ایرانیان منتظر ماندند تا ببینند چه می‌شود .
دولت عثمانی در ۱۹۱۳ فرماندهی ارتش خود را به ژنرال لیمان فون‌ساندرز آلمانی سپرده و او شروع به آموختن شیوه‌های نوین جنگ به افسران تُرک کرده بود . در برلین ژنرال فون‌دِر گولتز در رأس کلیه‌ی فعالیت‌ها در ایران و ترکیه قرار گرفته بود . در نوامبر آن سال کنسول آلمان در ارزروم واقع در منتهی‌الیه شرق ترکیه شروع به پخش تبلیغات جنگ‌طلبانه کرد و در ۱۹۱۴ کنسول آلمان در تبریز به مسلح کردن عشایر پرداخت . به‌محض آغاز جنگ روس‌ها وارد آذربایجان شدند و ترک‌ها را تا دریاچه‌ی وان عقب راندند . در بیشتر دوران جنگ ، شمال‌غربی ایران شاهد جلو و عقب رفتن نیروهای ترک و روس بود که گاهی حمله می‌کردند و گاهی دست به ضدحمله می‌زدند . در جنوب شرقی ایران نیز حکومت هند در نوامبر ۱۹۱۴ قوایی به بین‌النهرین فرستاد که شهر بندری بصره را تسخیر و در امتداد دجله شروع به پیشروی به‌سوی بغداد کرد .
[...]
مدت‌ها پیش از آغاز جنگ ، آلمانی‌ها در توطئه‌ای به‌منظور ایجاد شورش میان مسلمانان هند بر ضد انگلیسی‌ها ، با ترک‌ها همکاری می‌کردند و مورد پشتیبانی گروهی از دموکرات‌های تبعیدی ایرانی بودند که قصد داشتند از آلمانی‌ها به‌عنوان اهرمی برای آزادسازی کشورشان از نظارت مشترک روس و انگلیس استفاده کنند . جان بیوکان در کتاب 'دستار سبز' شرح پر هیجانی از این توطئه‌ی عظیم داده که زیاد شاخ و برگ داده شده است ، ولی پیتر هاپکرک در 'مأموریت پنهانی در شرق قسطنطنیه' داستان کامل این ماجرا را شرح داده است . برنامه این بود که یک‌گروه از جاسوسان (ویلهلم واسموس ، اسکار نیدرمایر ، اریش سوگ‌مایر ، والتر گریزینگر ، فریتس زایلر و اوتو فون‌هنتینگ) را از قسطنطنیه از طریق ایران به افغانستان بفرستند که در آنجا امیر را متقاعد کنند به سیاست قیصر بپیوندند و در میان مسلمانان هند قیامی برپا کنند که در نتیجه‌ی آن انگلیسی‌ها را از هند بیرون کنند . آلمانی‌ها به‌منظور تحت‌تأثیر قرار دادن مسلمانان ، طوماری بزرگ تهیه کرده بودند که اعلام می‌داشت قیصر آلمان تغییر مذهب داده و به اسلام گرویده (و حتی برای اجرای مناسک حج به مکه رفته است) و حاضر است آنان را در جهادی که ترک‌ها بر ضد انگلیسی‌ها اعلام کرده‌اند رهبری کند . مأموران مخفی انگلیس هنگامی که این سند را به‌دست آوردند ، دریافتند که طومار با خط خوش ترکی بر روی پوستی نوشته شده که متعلق به یک خوک آلمانی است ! اگر به مأموران یاد شده اجازه می‌دادند طومار به هند برسد ، قیصر و همه‌ی کارهایش مورد ریشخند قرار می‌گرفت .
[...]
واسموس که موفق‌ترین جاسوس آلمانی در ایران بود ، در میان عشایر ماورای کرانه‌ی بوشهر باقی ماند و با خَوانین متمرد تنگستانی و قشقایی ارتباط برقرار کرد . او میان عشایر و در روستاهایشان ماند و با درآمیختن فریبندگی شخصی با پخش سکه‌های طلا و تفنگ و فشنگ ، آنان را تشویق کرد علیه انگلیسی‌ها قیام کنند تا بدین‌وسیله بتوانند آزادی و شرف خود را بازپس گیرند . این نوای موسیقی به‌گوش آنان خوش آمد ، زیرا هیچ‌چیز بیش از جنگ با دورنمای غارت در پایان آن‌را دوست نمی‌داشتند .
[...]
بسیاری از مورخان ایرانی گفته‌اند که انگلیسی‌ها اوضاع را غلط ارزیابی کردند و خطر آلمان هرگز جدی نبود ، لیکن پرونده‌های وزارت خارجه و حکومت هند پر از گزارش‌هایی درباره‌ی فعالیت آلمانی‌ها در این‌دوره است .
بر اساس یکی از این گزارش‌ها که در ۱۹۱۵ نوشته شده است ، آلمان تلاش می‌کرد شورشی عمومی را در ایران ، به‌خصوص در کرمانشاه و بروجرد سازمان دهد تا بتواند همدان را که شهر مهمی در راه بغداد-تهران است تصرف کند . آنان از لرها ، کردها و برخی از خَوانین بختیاری انتظار کمک داشتند . [...] در آوریل ۱۹۱۵ ترک‌ها کرمانشاه را اشغال کردند و کنسول‌های روسیه و انگلیس را از آن شهر اخراج نمودند . جاسوسان آلمانی با پشتیبانی شمار زیادی از اسیرانِ جنگیِ اتریشی که از اسارت روس‌ها در قفقاز گریخته بودند ، شروع به تهاجم به مناطق مرکزی و جنوبی ایران کردند و ضمن پیشروی به استخدام افراد محلی پرداختند و جامعه‌ی انگلیسیان را از اصفهان ، یزد و کرمان اخراج کردند . زایلر حمله‌ای به اصفهان را ترتیب داد که طی آن کنسول انگلیس زخمی و کنسول روس کشته شد . نماینده‌ی کنسولی انگلیس در بندرلنگه و دو برادرش به‌دست جاسوسان آلمانی به‌قتل رسیدند و در بوشهر خط تلگراف تهران که در زمان جنگ ، عمده وسیله‌ی ارتباطی میان انگلیس و روسیه بود به دست دشمن افتاد ، تا زمانی که خط تلگراف جدیدی از هند به بخش شرقی ایران کشیده شود ، تنها خط ارتباط از طریق چین بود .
[...]
در شیراز کمک مالی آلمان ته کشیده بود و پشتیبانی آنان رنگ می‌باخت . ژاندارم‌ها ماه‌های متمادی مواجب دریافت نکرده و خسته شده بودند . یکی از افسران شجاع ژاندارمری به‌نام فتح‌الملک ، با پولی که اوکانر برایش فرستاده بود شهر را تسخیر کرد ، آشوبگران را زندانی و ایرانیان ، آلمانی‌ها ، سوئدی‌ها و ترک‌ها را بدون ترس در خانه‌هایشان محاصره کرد . در میان مدارک آلمانی که کشف شد ، نقاشی آبرنگی بود که یک ایرانی را با یک لاشخور به‌عنوان مادرش و یکی از سه‌حیوان خوک ، روباه و کفتار را به‌عنوان پدرش نشان می‌داد ، که نظر واقعی آلمانی‌ها نسبت به ایرانیان و آرمان‌های دموکراتیک آنان را آشکار می‌کرد .
ایران در بازی بزرگ ( آنتونی وین )

°ازآنجا که پاکستان در آن‌دوران از هند جدا نشده بود بنابراین هند با ایران همسایه می‌شد .

  • Zed.em
... در مه ۱۹۱۵ گروه دیگری از ترک‌ها پدیدار و در مرز به‌دست قزاقان روس اسیر شدند . چینی‌ها با دیپلوماسی اظهار داشتند که آنها درحین بازداشت خارج از خاک چین بوده‌اند و روس‌ها اجازه دارند هر معامله‌ای که می‌خواهند با آنها بکنند . دو ماه بعد دوباره ترک‌ها در این‌زمینه تلاش کردند ، این‌بار بهانه‌شان تأسیس یک مدرسه‌ی دینی بود .° ولی بازرگانان کاشغر با ایده‌ی آموزش نظارت‌نشده مخالفت ورزیدند و روحانیان را وادار کردند این‌کار را تقبیح کنند و چینی‌ها را مجبور کردند که درِ مدرسه را ببندند . در بازارهای کاشغر شایعات زیادی درباره‌ی توطئه‌ی ترک‌ها وجود داشت .
زندگی در کاشغر وقتی خبری از 'بازی بزرگ' نبود ، پیرامون کشت انگور و هندوانه می‌گذشت . در تابستان آن‌سال سایکس و اِلا برای فرار از گرمای کشنده ترتیب سفری به پامیر را دادند . سپس به گردش در دره‌ی ساری‌گل پرداختند که سکنه‌ی آن اسماعیلیانِ پیرو آقا‌خان می‌باشند و به زبان سغدیان تکلم می‌کنند که شکلی بسیار قدیمی از فارسی است . نظر به اینکه آقاخان در هند زندگی می‌کرد و تبعه‌ی انگلیس بود ، اسماعیلیان ساری‌گل نیز خود را وابسته به بریتانیا می‌دانستند .
ایران در بازی بزرگ ( آنتونی وین )

°اخیراً ترک‌ها تعداد زیادی مدرسه‌ی دینی در سراسر آسیای مرکزی تأسیس کرده‌اند که شکل روزآمدی از 'بازی بزرگ' است .
  • Zed.em