عصر تبلیغات ( آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون )
- ۰ نظر
- ۱۸ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۳۴
ایران هیچ تمایلی به درگیر شدن در جنگی که در ۱۹۱۴ آغاز شد نداشت ، ولی از آنجایی که سه حریف اصلی آن روسیه ، هندِ انگلیس° و ترکیهی عثمانی (که در آنزمان شامل عراق هم میشد) همسایهی ایران بودند ، در اینمیان گرفتار شد . دولت ایران از جانب ملّیون و دموکراتها تحت فشار قرار داشت که از جنگ دور بماند ، اما بیطرفی همواره حق انتخابِ کشورهای نیرومند بوده است ، که ایران ازجملهی آنها نبود . بنابراین ایرانیان منتظر ماندند تا ببینند چه میشود .
دولت عثمانی در ۱۹۱۳ فرماندهی ارتش خود را به ژنرال لیمان فونساندرز آلمانی سپرده و او شروع به آموختن شیوههای نوین جنگ به افسران تُرک کرده بود . در برلین ژنرال فوندِر گولتز در رأس کلیهی فعالیتها در ایران و ترکیه قرار گرفته بود . در نوامبر آن سال کنسول آلمان در ارزروم واقع در منتهیالیه شرق ترکیه شروع به پخش تبلیغات جنگطلبانه کرد و در ۱۹۱۴ کنسول آلمان در تبریز به مسلح کردن عشایر پرداخت . بهمحض آغاز جنگ روسها وارد آذربایجان شدند و ترکها را تا دریاچهی وان عقب راندند . در بیشتر دوران جنگ ، شمالغربی ایران شاهد جلو و عقب رفتن نیروهای ترک و روس بود که گاهی حمله میکردند و گاهی دست به ضدحمله میزدند . در جنوب شرقی ایران نیز حکومت هند در نوامبر ۱۹۱۴ قوایی به بینالنهرین فرستاد که شهر بندری بصره را تسخیر و در امتداد دجله شروع به پیشروی بهسوی بغداد کرد .
[...]
مدتها پیش از آغاز جنگ ، آلمانیها در توطئهای بهمنظور ایجاد شورش میان مسلمانان هند بر ضد انگلیسیها ، با ترکها همکاری میکردند و مورد پشتیبانی گروهی از دموکراتهای تبعیدی ایرانی بودند که قصد داشتند از آلمانیها بهعنوان اهرمی برای آزادسازی کشورشان از نظارت مشترک روس و انگلیس استفاده کنند . جان بیوکان در کتاب 'دستار سبز' شرح پر هیجانی از این توطئهی عظیم داده که زیاد شاخ و برگ داده شده است ، ولی پیتر هاپکرک در 'مأموریت پنهانی در شرق قسطنطنیه' داستان کامل این ماجرا را شرح داده است . برنامه این بود که یکگروه از جاسوسان (ویلهلم واسموس ، اسکار نیدرمایر ، اریش سوگمایر ، والتر گریزینگر ، فریتس زایلر و اوتو فونهنتینگ) را از قسطنطنیه از طریق ایران به افغانستان بفرستند که در آنجا امیر را متقاعد کنند به سیاست قیصر بپیوندند و در میان مسلمانان هند قیامی برپا کنند که در نتیجهی آن انگلیسیها را از هند بیرون کنند . آلمانیها بهمنظور تحتتأثیر قرار دادن مسلمانان ، طوماری بزرگ تهیه کرده بودند که اعلام میداشت قیصر آلمان تغییر مذهب داده و به اسلام گرویده (و حتی برای اجرای مناسک حج به مکه رفته است) و حاضر است آنان را در جهادی که ترکها بر ضد انگلیسیها اعلام کردهاند رهبری کند . مأموران مخفی انگلیس هنگامی که این سند را بهدست آوردند ، دریافتند که طومار با خط خوش ترکی بر روی پوستی نوشته شده که متعلق به یک خوک آلمانی است ! اگر به مأموران یاد شده اجازه میدادند طومار به هند برسد ، قیصر و همهی کارهایش مورد ریشخند قرار میگرفت .
[...]
واسموس که موفقترین جاسوس آلمانی در ایران بود ، در میان عشایر ماورای کرانهی بوشهر باقی ماند و با خَوانین متمرد تنگستانی و قشقایی ارتباط برقرار کرد . او میان عشایر و در روستاهایشان ماند و با درآمیختن فریبندگی شخصی با پخش سکههای طلا و تفنگ و فشنگ ، آنان را تشویق کرد علیه انگلیسیها قیام کنند تا بدینوسیله بتوانند آزادی و شرف خود را بازپس گیرند . این نوای موسیقی بهگوش آنان خوش آمد ، زیرا هیچچیز بیش از جنگ با دورنمای غارت در پایان آنرا دوست نمیداشتند .
[...]
بسیاری از مورخان ایرانی گفتهاند که انگلیسیها اوضاع را غلط ارزیابی کردند و خطر آلمان هرگز جدی نبود ، لیکن پروندههای وزارت خارجه و حکومت هند پر از گزارشهایی دربارهی فعالیت آلمانیها در ایندوره است .
بر اساس یکی از این گزارشها که در ۱۹۱۵ نوشته شده است ، آلمان تلاش میکرد شورشی عمومی را در ایران ، بهخصوص در کرمانشاه و بروجرد سازمان دهد تا بتواند همدان را که شهر مهمی در راه بغداد-تهران است تصرف کند . آنان از لرها ، کردها و برخی از خَوانین بختیاری انتظار کمک داشتند . [...] در آوریل ۱۹۱۵ ترکها کرمانشاه را اشغال کردند و کنسولهای روسیه و انگلیس را از آن شهر اخراج نمودند . جاسوسان آلمانی با پشتیبانی شمار زیادی از اسیرانِ جنگیِ اتریشی که از اسارت روسها در قفقاز گریخته بودند ، شروع به تهاجم به مناطق مرکزی و جنوبی ایران کردند و ضمن پیشروی به استخدام افراد محلی پرداختند و جامعهی انگلیسیان را از اصفهان ، یزد و کرمان اخراج کردند . زایلر حملهای به اصفهان را ترتیب داد که طی آن کنسول انگلیس زخمی و کنسول روس کشته شد . نمایندهی کنسولی انگلیس در بندرلنگه و دو برادرش بهدست جاسوسان آلمانی بهقتل رسیدند و در بوشهر خط تلگراف تهران که در زمان جنگ ، عمده وسیلهی ارتباطی میان انگلیس و روسیه بود به دست دشمن افتاد ، تا زمانی که خط تلگراف جدیدی از هند به بخش شرقی ایران کشیده شود ، تنها خط ارتباط از طریق چین بود .
[...]
در شیراز کمک مالی آلمان ته کشیده بود و پشتیبانی آنان رنگ میباخت . ژاندارمها ماههای متمادی مواجب دریافت نکرده و خسته شده بودند . یکی از افسران شجاع ژاندارمری بهنام فتحالملک ، با پولی که اوکانر برایش فرستاده بود شهر را تسخیر کرد ، آشوبگران را زندانی و ایرانیان ، آلمانیها ، سوئدیها و ترکها را بدون ترس در خانههایشان محاصره کرد . در میان مدارک آلمانی که کشف شد ، نقاشی آبرنگی بود که یک ایرانی را با یک لاشخور بهعنوان مادرش و یکی از سهحیوان خوک ، روباه و کفتار را بهعنوان پدرش نشان میداد ، که نظر واقعی آلمانیها نسبت به ایرانیان و آرمانهای دموکراتیک آنان را آشکار میکرد .
ایران در بازی بزرگ ( آنتونی وین )
°ازآنجا که پاکستان در آندوران از هند جدا نشده بود بنابراین هند با ایران همسایه میشد .